امتحان معرفی به استاد درس متابولیسم

متقاضیان امتحان لطفا تا ۳۱ خرداد روزهای پیشنهادی خود را در قسمت نظرات اعلام بفرمایید.

ترجیحا روز پیشنهادی ۱ روز بعد از آخرین امتحان باشد.



تاريخ : شنبه 1393/03/17 | 14:47 | نویسنده : کیومرث گودرزی |

قلبم فسرد

" وقتی ناله ها و زجه هایتان را شنیدم "

ای کودک

و

ای مادر

  فلسطینی

 عیدانه ای برایتان ندارم جز چشمانی اشکبار

لطفا آن را از من بپذیرید

________________________

دوستان و همکلاسی های عزیز عیدتان مبارک



تاريخ : دوشنبه 1393/05/06 | 12:19 | نویسنده : دياكو فتاحي |

سلام خدمت دوستان و همکلاسی های عزیز

علی الخصوص اونایی که به وبلاگ وفادار موندن و هنوز هم سر میزنن

چند تا پاور پوینت قشنگ و جالب وکم حجم(درحدKB) میذارم وتوصیه میکنم حتما دانلود کنید و لذت ببرید

البته یه تذکر مهم = نظر یادتون نره

یک

دو

سه

چهار

پنج

شش

هفت



تاريخ : شنبه 1393/02/06 | 20:48 | نویسنده : دياكو فتاحي |

دهانت را می بویند مبادا گفته باشی دوستت دارم
دلت را می پویند مبادا شعله ای در آن نهان باشد

روزگار غریبی است نازنین

و عشق را کنار تیرک راهوند تازیانه می زنند
عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد
شوق را در پستوی خانه نهان باید کرد

روزگار غریبی است نازنین

و در این بن بست کج و پیچ سرما
آتش را به سوخت بار سرود و شعر فروزان می دارند

 

به اندیشیدن خطر مکن
روزگار غریبی است نازنین
آنکه بر در می کوبد شباهنگام
به کشتن چراغ آمده است
نور را در پستوی خانه نهان باید کرد
دهانت را می بویند مبادا گفته باشی دوستت دارم

دلت را می پویند مبادا شعله ای در آن نهان باشد

روزگار غریبی است نازنین

نور را در پستوی خانه نهان باید کرد
عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد
آنک قصابانند بر گذرگاهان مستقر با کُنده و ساطوری خون آلود
و تبسم را بر لبها جراحی می کنند
و ترانه را بر دهان
کباب قناری بر آتش سوسن و یاس
شوق را در پستوی خانه نهان باید کرد
ابلیس پیروز مست سور عزای ما را بر سفره نشسته است
خدای را در پستوی خانه نهان باید کرد
خدای را در پستوی خانه نهان باید کرد



تاريخ : سه شنبه 1392/12/13 | 2:46 | نویسنده : دياكو فتاحي |
 

پسر بچه ای بود که اخلاق خوبی نداشت . پدرش جعبه ای میخ به او داد و گفت هربار که عصبانی می شوی باید یک میخ به دیوار بکوبی .

روز اول ، پسر بچه 37 میخ به دیوار کوبید . طی چند هفته بعد ، همان طور که یاد می گرفت چگونه عصبانیتش را کنترل کند ، تعداد میخ های کوبیده شده به دیوار کمتر می شد . او فهمید که کنترل عصبانیتش آسان تر از کوبیدن میخ ها بر دیوار است ...

بالاخره روزی رسید که پسر بچه دیگر عصبانی نمی شد . او این مسئله را به پدرش گفت و پدر نیز پیشنهاد داد هر بار که می تواند عصبانیتش را کنترل کند ، یکی از میخ ها را از دیوار در آورد .

روز ها گذشت و پسر بچه بالاخره توانست به پدرش بگوید که تمام میخ ها را از دیوار بیرون آورده است . پدر دست پسر بچه را گرفت و به کنار دیوار برد و گفت : « پسرم ! تو کار خوبی انجام دادی و توانستی بر خشم پیروز شوی . اما به سوراخ های دیوار نگاه کن . دیوار دیگر مثل گذشته اش نمی شود . وقتی تو در هنگام عصبانیت حرف هایی می زنی ، آن حرف ها هم چنین آثاری به جای می گذارند . تو می توانی چاقویی در دل انسانی فرو کنی و آن را بیرون آوری . اما هزاران بار عذر خواهی هم فایده ندارد ؛ آن زخم سر جایش است . زخم زبان هم به اندازه زخم چاقو دردناک است .»



تاريخ : پنجشنبه 1392/11/17 | 22:59 | نویسنده : دياكو فتاحي |

حیوانات عجیبی که واقعا وجود دارند

خفاش ماهی لب قرمز ـ در جزایر گالاپاگوس و کاستاریکا به دلیل باله های ظریفشان و ناتوانی در شنا کردن در عمق آب ها زندگی می کنند.


دیو کوسه، نوعی کوسه که در اعماق 30 تا 1300 متری در آب زندگی می کند. درازای این کوسه می تواند تا 3.85 برسد.

مورچه پاندا، بومی شیلی است و بسیار نادر که در جنگل زندگی می کند.

اومبونیا اسپینوسا، دانشمندان هنوز تعریفی برای این موجود ندارند، تنها می دانند از نوک دارزی که دارد برای خوردن شیره گیاهان استفاده می کند. بدن غول پیکر و رنگارنگ دارد وبدن بسیار بزرگ این حیوان نسبت به سرش خیلی جلب توجه می کند.

جوجه تیغی کوچک زمینی، در دشت های ماداگاسکار زندگی می کند و دارای برآمدگی روی بدن است که برای دفاع از خود استفاده می کند.

نوعی از حلزون که در آب های گرمسیری و معتدل اقیانوس اطلس زندگی می کند.

میگو ، چشمان خود را 360 درجه به اطراف می چرخاند تا از محیط خود با خبر شود. این سخت پوست دارای یک سیستم بصری است که دیگر حیوانات ندارند.

بید عجیب و غریب، موجودی نادر و منحصر به فرد  که در جنگل های ونزوئلا زندگی می کند، و به خاطر شکل عجیبش، پروانه پودل نامیده می شود.

ریکاوری پسر عموی پیرانا است. آن ها معمولا در رودخانه های آمازون یافت می شوند، دندان هایی شبیه به دندان انسان دارند که برای جویدن مناسب است. غذای ریکاوری شامل آجیل، برگ، گیاهان و حلزون است.

 
 
آتریس یک مار آفریقایی است.

شیطان شاخدار که بدنی پوشیده از خار دارد و در مناطق خشک زندگی می کند.

 
 
تابناک


تاريخ : پنجشنبه 1392/10/05 | 21:9 | نویسنده : دياكو فتاحي |

 
هر کی میخواد از قصه لذت ببره به فایل صوتی گوش بدهو بخونه
فایل صوتی رو از اینجا  دانلود کنید
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
یه مردی بود حسین قلی

چشاش سیا لپاش گلی

غصه و قرض و تب نداشت

اما واسه خنده لب نداشت

خنده ی بی لب کی دیده ؟

مهتاب بی شب کی دیده ؟

لب که نباشه خنده نیس

پر نباشه پرنده نیس

شبای دراز بی سحر

حسین قلی نشس پکر

تو رخت خوابش دمرو

تا بوق سگ اوهو اوهو

تموم دنیا جم شدن

هی راس شدن هی خم شدن

فرمایشا طبق طبق

همگی به دورش وق و وق

بستن به نافش چپ و راس

جوشونده ی ملا پیناس

دم اش دادن جوون و پیر

نصیحتای بی نظیر :

حسین قلی غصه خورک

خنده نداری به درک

خنده که شادی نمیشه

عیش دومادی نمیشه

خنده ی لب پشک خره

خنده ی دل تاج سره

خنده ی لب خاک و گله

خنده ی اصلی به دله

حیف که وقتی خوابه دل

وز هوسی خرابه دل

وقتی که دل هواش پسه

اسیر چنگ هوسه

دل سوزی از غصه جداس

هر چی بگی باد هواس !

حسین قلی با اشک و آه

رف دم باغچه لب چاه

گف :« _ ننه چاه ، هلاکتم
برای  دنباله خواندن به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه 1392/09/05 | 20:47 | نویسنده : دياكو فتاحي |
میخوام تیتر وار همینجا بنویسم :

صبح ایتالیا . شب برزیل

دمشون گرم

کی میتونه بگه این جمله مربوط به کدوم رویداد این چند روز هست؟



تاريخ : جمعه 1392/09/01 | 3:43 | نویسنده : کیومرث گودرزی |

یک گل بهار نیست

صد گل بهار نیست

حتی هزار باغ پر از گل بهار نیست

وقتی

پرنده ها همه خونین بال

وقتی ترانه ها همه اشک آلود

وقتی ستاره ها همه خاموشند

وقتی که دستها با قلب خون چکان

در چارسوی گیتی

هر جا به استغاثه بلند است

آیا کسی طلوع شقایق را

در دشت شب گرفته تواند دید ؟

وقتی بنفشه های بهاری

در چارسوی گیتی

بوی غبار وحشت و باروت می دهند

آیا کسی صفای بهاران را

هرگز گلی به کام تواند چید ؟

یک گل بهار نیست

وقتی که لوله های بلند توپ

در چارسوی گیتی

در استتار شاخه و برگ درخت هاست

این قمری غریب

روی کدام شاخه بخواند ؟

وقتی که دشت ها

دریای پرتلاطم خون است

دیگر نسیم زورق زرین صبح را

روی کدام برکه براند ؟

کنون که آدمی

از بام هفت گنبد گردون گذشته است

 گردونه زمین را

از اوج بنگریم

از اوج بنگریم

 ذرات دل به دشمنی و کینه داده را

وزجان و دل به جان و دل هم فتاده را

از اوج بنگریم و ببینیم

در این فضای لایتناهی

یک گل بهار نیست

از ذره کمترانیم

غرق هزار گونه تباهی

از اوج بنگریم و ببینیم

آخر چرا به سینه انسان دیگری

شمشیر می زنیم ؟

ما ذره های پوچ

در گیر و دار هیچ

در روی کوره راه سیاهی که انتهاش

 گودال نیستی است

آخر چگونه تشنه به خون برادرانیم ؟

 از اوج بنگریم

انبوه کشتگان را

خیل گرسنگان را

 انباشته به کشتی بی لنگر زمین

سوی کدام ساحل تا کهکشان دور

 سوغات می بریم ؟

آیا رهایی بشریت را

در چارسوی گیتی

یک گل بهار نیست

در کائنات یک دل امیدوار نیست ؟

آیا درخت خشک محبت را

یک برگ سبز در همه شاخسار نیست ؟

دستی برآوریم

باشد کزین گذرگه اندوه بگذریم

روزی که آدمی

خورشید دوستی را

در قلب خویش یافت

راه رهایی از دل این شام تار هست

و آنجا که مهربانی لبخند میزند

در یک جوانه نیز شکوفه بهار هست

 " فریدون مشیری "



تاريخ : چهارشنبه 1392/08/15 | 1:10 | نویسنده : دياكو فتاحي |

خوب بچه های عزیز دیگه داریم به فصل درسو کلاسو امتحان نزدیک میشیم کم کم باید آماده شیم فقط اینو بگم که مواظب باشین درس ها به تفریحاتو خوش گذرونیاتون لطمه وارد نکنه



تاريخ : سه شنبه 1392/06/19 | 17:41 | نویسنده : کیومرث گودرزی |

نه تو می مانی و نه اندوه


و نه هیچیک از مردم این آبادی...


به حباب نگران لب یک رود قسم،

و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت،

غصه هم می گذرد،

آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند...

لحظه ها عریانند...

به تن لحظه خود، جامه اندوه مپوشان هرگز


(سهراب سپهری)


تاريخ : سه شنبه 1392/03/21 | 20:35 | نویسنده : دياكو فتاحي |

من آن مرغ سیه فامم

 

میم بده



تاريخ : دوشنبه 1392/02/30 | 18:41 | نویسنده : کیومرث گودرزی |

آقایون و خانوم هایی که برای نویسندگی در وبلاگ مایل به همکاری هستند میتوانند با ارسال نظر درخواست خود را مطرح نمایند.

 

با تشکر - کیومرث گودرزی مدیر وبلاگ



تاريخ : سه شنبه 1392/02/24 | 2:42 | نویسنده : کیومرث گودرزی |

مثلث برمودا (به انگلیسی: Bermuda Triangle)‏ منطقه مثلث شکلی است که در شمال اقیانوس اطلس واقع شده‌است، بیش از ۵۰ کشتی و ۲۰ هواپیما به طرز مرموزی در این منطقه ناپدید شده و یا از بین رفته‌اند.

نخستین گزارش ناپدیدشدن در مثلث برمودا را فردی به نام ادوارد ون وینکل جونز در ۱۶ سپتامبر۱۹۵۰ در مجلهٔ آسوشیتد پرس ارائه داد. در یکی از این حادثه ۵ فروند هواپیما در پرواز ۱۹ ناپدید شدند و چند ثانیه پیش از این رخداد، فرمانده مأموریت می‌گفت که هیچ چیز در حالت طبیعی نیست و مشخص نیست این جا کجاست. سرانجام صدای خلبانان ضعیف و ضعیف تر شد تا به کلی قطع شد و هواپیماها برای همیشه ناپدید شدند.

نظریات علمی گوناگونی مانند میل مغناطیسی قطب‌نما، وجود گلف استریم در ژرفای اقیانوس و خلیج مکزیک، اشتباهات انسان‌ها آب‌وهوا، گاز متان و امواج سرکش ارائه داده شده‌است اما هیچ‌کدام به طور رسمی پذیرفته نشده‌اند. پاره‌ای از دانشمندان نیز علت این پدیده را فراطبیعی می‌خوانند. یکی از این علت ها فرورفتن قارهٔ افسانه‌ای آتلانتیس به زیر آب است. افلاطون دراین‌باره می‌نویسد:«مردم آتلانتیس برای فتح آتن سپاهیان بی شماری فراهم کردند و زئوس بر آن‌ها طوفانی فروآورد کرد که قابل تصور نبود. طوفان سبب زمین‌لرزه‌ها و سیل‌های شدید شد و سرانجام دریا آتلانتیس را به زیر خود فرو برد و ناپدید گشت.» از دیگر نظریات فراطبیعی می توان به ربودن ۱۹ انسان توسط بیگانگان و موجودات فضایی و همینگونه ورود به دنیایی دیگر اشاره کرد.

File:Bermuda Triangle.png



ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 1392/02/21 | 3:20 | نویسنده : کیومرث گودرزی |
وقتی از اجداد انسان نام برده می شود، یا شکارچی های داخل چمنزارهای افریقا و یا دشت های خشک می افتیم، در حالی که طبق تصور جدید ما میمون های آبزی بوده ایم.
این هفته در لندن تئوری مطرح شد که اجداد ما انسان ها از دسته میمون های آبزی بوده ایم و برخلاف تصور قبلی، در میان تالاب ها و دریاچه ها و رودخانه ها به سر می برده ایم!
تصور کنید اجداد ما تا گردن در آب بوده و بدنبال ماهی و صدف بوده ایم!! جالب است نه؟ شاید هم خنده دار!
تئوری جدید می گوید اجداد ما در یک میلیون سال پیش میمون های آبزی بوده اند که شناگران فوق حرفه ای بوده اند و امروز هم شناگران خوبی هستیم!!!


تاريخ : شنبه 1392/02/21 | 3:3 | نویسنده : کیومرث گودرزی |



تاريخ : شنبه 1392/02/21 | 3:1 | نویسنده : کیومرث گودرزی |

یکی از صبح‌های سرد ماه ژانویه در سال ۲۰۰۷، مردی در متروی واشنگتن، ویولن می نواخت.

او به مدت ۴۵ دقیقه، ۶ قطعه از باخ را نواخت.
در این مدت، تقریبا دو هزار نفر وارد ایستگاه شدند، بیشتر آنها سر کارشان می‌رفتند.
بعد از سه دقیقه یک مرد میانسال، متوجه نواخته شدن موسیقی شد.
او سرعت حرکتش را کم کرد و چند ثانیه ایستاد، سپس عجله کرد تا دیرش نشود.

۴ دقیقه بعد:
ویولنیست، نخستین دلارش را دریافت کرد. یک زن پول را در کلاه انداخت و بدون توقف به حرکت خود ادامه داد.

۵ دقیقه بعد:
مرد جوانی به دیوار تکیه داد و به او گوش داد، سپس به ساعتش نگاه کرد و رفت.

۱۰ دقیقه بعد:
پسربچه سه‌ساله‌ای که در حالی که مادرش با عجله دستش را می‌کشید، ایستاد. ولی مادرش دستش را محکم کشید و او را همراه برد. پسربچه در حالی که دور می‌شد، به عقب نگاه می‌کرد و
ویولنیست را می‌دید.

چند بچه دیگر هم کار مشابهی کردند، اما همه پدرها و مادرها بچه‌ها را مجبور کردند که نایستند و سریع با آنها بروند.

۴۵ دقیقه بعد:
نوازنده بی‌توقف می‌نواخت. تنها شش نفر مدت کوتاهی ایستادند و گوش کردند. بیست نفر پول دادند، ولی به مسیر خود بدون توقف ادامه داند. ویولینست، در مجموع ۳۲ دلار کاسب شد.

یک ساعت بعد:
مرد، نواختن موسیقی را قطع کرد. هیچ کس متوجه قطع موسیقی نشد...

بله. هیچ کس این نوازنده را نمی‌شناخت و نمی‌دانست که او «جاشوآ بل» است، یکی از بزرگ‌ترین موسیقی‌دان‌های دنیا.

او یکی از بهترین و پیچیده‌ترین قطعات موسیقی را که تا حال نوشته شده، با ویولن‌اش که ۳.۵ میلیون دلار می‌ارزید، نواخته بود.

تنها دو روز قبل، جاشوآ بل در بوستون کنسترتی داشت که قیمت هر بلیط ورودی‌اش به طور متوسط ۱۰۰ دلار بود.

واشنگتن پست در جریان یک آزمایش اجتماعی با موضوع ادراک، سلیقه و ترجیحات مردم، ترتیبی داده بود که جاشوآ بل به صورت ناشناس در ایستگاه مترو بنوازد. سؤالاتی که بعد از خواندن این حکایت در ذهن ایجاد می‌شوند در یک محیط معمولی در یک ساعت نامناسب، آیا ما متوجه زیبایی می‌شویم؟ آیا برای قدردانی و لذت بردن از این زیبایی توقف می‌کنیم؟ آیا ما می توانیم نبوغ و استعداد را در یک بافت غیرمنتظره، کشف کنیم؟

اگر ما یک لحظه وقت برای ایستادن و گوش فرا دادن به یکی از بهترین موسیقی‌دان‌های دنیا که در حال نواختن یکی از بهترین موسیقی‌های نوشته شده با یکی از بهترین سازهای دنیاست نداریم پس چطور زیبایی های اطرافمان را درک می کنیم؟

یکی از صبح‌های سرد ماه ژانویه در سال ۲۰۰۷، مردی در متروی واشنگتن، ویولن می نواخت.

او به مدت ۴۵ دقیقه، ۶ قطعه از باخ را نواخت.

در این مدت، تقریبا دو هزار نفر وا...رد ایستگاه شدند، بیشتر آنها سر کارشان می‌رفتند.
بعد از سه دقیقه یک مرد میانسال، متوجه نواخته شدن موسیقی شد.
او سرعت حرکتش را کم کرد و چند ثانیه ایستاد، سپس عجله کرد تا دیرش نشود.

۴ دقیقه بعد:
ویولنیست، نخستین دلارش را دریافت کرد. یک زن پول را در کلاه انداخت و بدون توقف به حرکت خود ادامه داد.

۵ دقیقه بعد:
مرد جوانی به دیوار تکیه داد و به او گوش داد، سپس به ساعتش نگاه کرد و رفت.

۱۰ دقیقه بعد:
پسربچه سه‌ساله‌ای که در حالی که مادرش با عجله دستش را می‌کشید، ایستاد. ولی مادرش دستش را محکم کشید و او را همراه برد. پسربچه در حالی که دور می‌شد، به عقب نگاه می‌کرد و
ویولنیست را می‌دید.

چند بچه دیگر هم کار مشابهی کردند، اما همه پدرها و مادرها بچه‌ها را مجبور کردند که نایستند و سریع با آنها بروند.

۴۵ دقیقه بعد:
نوازنده بی‌توقف می‌نواخت. تنها شش نفر مدت کوتاهی ایستادند و گوش کردند. بیست نفر پول دادند، ولی به مسیر خود بدون توقف ادامه داند. ویولینست، در مجموع ۳۲ دلار کاسب شد.

یک ساعت بعد:
مرد، نواختن موسیقی را قطع کرد. هیچ کس متوجه قطع موسیقی نشد...

بله. هیچ کس این نوازنده را نمی‌شناخت و نمی‌دانست که او «جاشوآ بل» است، یکی از بزرگ‌ترین موسیقی‌دان‌های دنیا.

او یکی از بهترین و پیچیده‌ترین قطعات موسیقی را که تا حال نوشته شده، با ویولن‌اش که ۳.۵ میلیون دلار می‌ارزید، نواخته بود.

تنها دو روز قبل، جاشوآ بل در بوستون کنسترتی داشت که قیمت هر بلیط ورودی‌اش به طور متوسط ۱۰۰ دلار بود.

واشنگتن پست در جریان یک آزمایش اجتماعی با موضوع ادراک، سلیقه و ترجیحات مردم، ترتیبی داده بود که جاشوآ بل به صورت ناشناس در ایستگاه مترو بنوازد. سؤالاتی که بعد از خواندن این حکایت در ذهن ایجاد می‌شوند در یک محیط معمولی در یک ساعت نامناسب، آیا ما متوجه زیبایی می‌شویم؟ آیا برای قدردانی و لذت بردن از این زیبایی توقف می‌کنیم؟ آیا ما می توانیم نبوغ و استعداد را در یک بافت غیرمنتظره، کشف کنیم؟

اگر ما یک لحظه وقت برای ایستادن و گوش فرا دادن به یکی از بهترین موسیقی‌دان‌های دنیا که در حال نواختن یکی از بهترین موسیقی‌های نوشته شده با یکی از بهترین سازهای دنیاست نداریم پس چطور زیبایی های اطرافمان را درک می کنیم؟


تاريخ : دوشنبه 1392/02/09 | 17:36 | نویسنده : دياكو فتاحي |
ذهن زیبا نام فیلمی آمریکایی است که دربارهٔ زندگی جان نَش ریاضیدان برندهٔ جایزهٔ نوبل اقتصاد و مسائلی که به دلیل بیماری روان‌گسیختگی با آنها مواجه می‌شود، ساخته شده است.

این فیلم در سال ۲۰۰۱ بر اساس کتابی به همین نام و نوشتهٔ سیلویا ناسار و به کارگردانی ران هوارد ساخته شده است. بازیگران اصلی آن راسل کرو در نقش جان نش و جنیفر کانلی در نقش همسر وی هستند.



ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه 1392/01/28 | 21:30 | نویسنده : کیومرث گودرزی |


تاريخ : چهارشنبه 1392/01/28 | 21:8 | نویسنده : کیومرث گودرزی |

میهمان این سری از صندلی داغ ما خانم انوری به دلایل شخصی نتونستن شرکت کنن و از بنده خواستن به نیابت از ایشون از همه معذرت خواهی کنم.

سوالات مطرح شده توسط بچه ها که 9 نفر بودند پاک شدند و این پست نظرسنجی ندارد

با عرض پوزش



تاريخ : سه شنبه 1392/01/27 | 0:12 | نویسنده : کیومرث گودرزی |

سرکار خانم فاطمه برودکی

 

درگذشت پسر دایی گرامیتان جوان ناکام

«آقای آرش زینالی»

را به شما و خانواده گرامی و همینطور خانواده ی مرحوم تسلیت عرض مینماییم.

 

ما را در این غم سهیم بدانید

بچه های زیست شناسی دانشگاه ارومیه



تاريخ : دوشنبه 1392/01/26 | 13:54 | نویسنده : کیومرث گودرزی |
با وجود سقوط هواپیما به دریا، صد ویک مسافر و هفت خدمه پروازلاین ایر به شکل معجزه آسایی از مرگ نجات یافتند.

این حادثه درست کنار باند فرودگاه گورا رای در نزدیکی شهر دنپاسار اندونزی رخ داد و هواپیما بجای اینکه روی باند فرود بیاید ، به داخل آب رفت ولی خوشبختانه چند تن از مسافران تنها دچار شکستگی از ناحیه سر و دست شدند و هیچکس کشته نشد. هنوز دلیل بروز این حادثه مشخص نیست . اتحادیه اروپا پیش از این از پرواز هواپیماهای این خط هوایی بخاطر نبود امنیت پرواز جلوگیری کرده بود .



تاريخ : دوشنبه 1392/01/26 | 0:26 | نویسنده : کیومرث گودرزی |

عسل بدیعی، بازیگر جوانِ نام آشنای عرصه سینما و تلویزون در اعوان جوانی و روزهای عید سعید باستانی، جان به جان آفرین تسلیم کرد و تاسف و تاثر همگان و خانواده محترم و داغدار خویش و جامعه هنری و فرهنگی کشور را با خود به همراه داشت! عدم معاینه وی از سوی پزشکی قانونی یا عدم انعکاس این مهم در رسانه ها در ابتدا، خود موجبات اظهارنظرهای غیر کارشناسی و پراکنده و تداوم ابهامات و شایعات موجود در جامعه سبب شده است!. و کماکان، نیز این روند در بین مردم و جامعه وجود دارد!



ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه 1392/01/25 | 15:59 | نویسنده : کیومرث گودرزی |

معاون سازمان محیط زیست با بیان اینکه، در حال حاضر حدود 3متر کسری آب در دریاچه ارومیه نسبت به متوسط طولانی مدت وجود دارد، گفت: زمانی دریاچه ارومیه در شرایط نرمال قرار خواهد گرفت که ارتفاع آب این دریاچه به 1274 متر برسد.

مسعود باقرزاده کریمی گفت دریاچه ارومیه در مقایسه با گذشته در شرایط مطلوبتری قرار دارد.

معاون دفتر زیستگاه‌ها و امور مناطق در امور آب های داخلی و تالاب‌های سازمان حفاظت محیط زیست، افزود: سطح آب دریاچه ارومیه نسبت به متوسط طولانی مدت پایین‌تر است اما پیشرفت سطح آب دریاچه ارومیه همیشه با مدت مشابه در سال گذشته آن سنجیده می‌شود.

وی بیان داشت: ‌در مقایسه به عمل آمده از سطح آب دریاچه ارومیه در اسفند ماه سال 91 نسبت به اسفندماه سال 90، مشخص شده است که دریاچه ارومیه هم‌اکنون نسبت به گذشته در شرایط مطلوبتری به سر می‌برد.

معاون دفتر زیستگاه‌ها و امور مناطق در امور آب های داخلی و تالاب‌های سازمان حفاظت محیط زیست، بیان داشت: از آنجایی که میزان بارندگی در سال جاری نسبت به دوره‌های پیشین مناسب‌تر بوده می‌توان پیش‌بینی کرد که وضعیت دریاچه ارومیه نسبت به سال گذشته با شرایط وخیم‌تری مواجه نشود.

باقرزاده کریمی اضافه کرد: هم‌اکنون ارتفاع آب دریاچه ارومیه 1271.8 متر است که نسبت به متوسط طولانی مدت حدود 3متر کسری آب در این دریاچه وجود دارد.

به گفته وی، ارتفاع آب دریاچه ارومیه زمانی که به 1274 برسد، در شرایط نرمال قرار خواهد گرفت.



تاريخ : یکشنبه 1392/01/25 | 15:50 | نویسنده : کیومرث گودرزی |
عنوان : بی خوابی ، محصول 2002 ، ژانر جنایی معمایی ، با بازی آلپاچینو و رابین ویلیامز

یك افسر پلیس كهنه كار به اسم ویل دورمر ( با بازی آل پاچینو ) ، برای تحقیق درباره قتل یك دختر نوجوان، به شهر كوچكی در آلاسكا فرستاده می شود. وی در زمانی به آلاسكا می رسد كه 6 ماه از سال روز است و 24 ساعت هوا روشن است و او نمی تواند بخوابد و در حالیكه از بی خوابی عذاب می كشد وارد بازی روانی موش و گربه ای می شود كه فرد مظنون ( با بازی رابین ویلیامز ) بعد از كشته شدن همكارش ترتیب می دهد . ( او همكارش را - با بازی مارتین دونوان - در زمانیکه با هم قاتل را در مه تعقیب می كنند تصادفی هدف می گیرد زیرا در مه او را با قاتل اشتباه گرفته است ) . بازی موش و گربه فینیچ خسته كننده بوده و تنها دلیل بر قاتل بودنش، این است كه او نزد دورمر اعتراف كرده ولی سپس سعی می كند تا در سراسر باقی فیلم او را متقاعد كند كه آن جنایت صرفا یك حادثه بوده، مانند شلیكی كه دورمر به همكارش كرده است.

خیلی فیلم باحالیه حتما ببینین ، البته واسه اونایی که به این ژانر علاقه دارن



تاريخ : شنبه 1392/01/24 | 1:33 | نویسنده : کیومرث گودرزی |